از باغ تا فنجان؛ گردشگری چای، حلقه گمشده اقتصاد چای ایران

صبح، وقتی مه از روی باغ‌های چای لاهیجان كنار می‌رود، ردیف بوته‌های سبز در دامنه‌های شمالی البرز آرام‌آرام خودشان را نشان می‌دهند.

1405/06/25
|
12:12

میان این سبزی، چایكار برگ‌های جوان را جدا می‌كند؛ برگ‌هایی كه چند ساعت بعد راهی كارخانه می‌شوند و سرانجام در استكان‌های چای میلیون‌ها ایرانی جای می‌گیرند؛ اما برای مسافری كه به لاهیجان سفر می‌كند، این برگ سبز معمولاً فقط بخشی از یك منظره است؛ منظره‌ای كه دیده می‌شود، ولی تجربه نمی‌شود.
اینجاست كه یك سؤال شكل می‌گیرد: چرا چای ایران فقط یك محصول باشد و به یك مقصد گردشگری تبدیل نشود؟
لاهیجان از معدود شهرهایی است كه تاریخ، جغرافیا و هویت آن با چای گره خورده است. نخستین كشت چای ایران در این منطقه شكل گرفت و آرام‌آرام كاشف‌السلطنه امروز به موزه تاریخ چای تبدیل شده است. در كنار موزه، باغ‌های چای، كارخانه‌ها، مراكز علمی و پژوهشی و زندگی چایكاران، مجموعه‌ای از ظرفیت‌ها را شكل داده‌اند كه می‌توانند در كنار یكدیگر، یك تجربه گردشگری منحصربه‌فرد بسازند.
چای ایران فقط یك خاطره از گذشته نیست؛ یك صنعت زنده است. بر اساس آمار اعلامی سازمان چای كشور در آغاز فصل برداشت 1405، 162 كارخانه و حدود 52 هزار خانوار چایكار در زنجیره تولید فعال هستند و برای تولید برگ سبز نیز پیش‌بینی‌هایی اعلام شده است. بنابراین مسئله فقط حفظ یك میراث قدیمی نیست؛ مسئله، خلق ارزش جدید برای یك صنعت زنده است.

* از باغ تا فنجان؛ یك سفر واقعی
تصور كنیم گردشگری وارد لاهیجان شده است. به جای آنكه تنها چند ساعت در شهر بماند و از كنار باغ‌های چای عبور كند، می‌تواند یك مسیر مشخص را تجربه كند:
موزه چای ← باغ چای ← دیدار با چایكار ← كارخانه ← مركز پژوهشی ← چشیدن و خرید چای ایرانی
در موزه، با تاریخ چای ایران آشنا می‌شود.
در باغ، گیاه چای و شیوه برداشت را می‌بیند و با زندگی چایكار آشنا می‌شود.
در كارخانه، مسیر تبدیل برگ سبز به چای خشك را از نزدیك مشاهده می‌كند.
در مركز پژوهشی، با دانش و تلاش‌هایی كه برای حفظ كیفیت، توسعه تولید و آینده صنعت چای انجام می‌شود آشنا می‌شود؛ و در پایان، چای همان منطقه را می‌چشد و می‌تواند محصول را مستقیماً از تولیدكننده یا مجموعه‌های محلی خریداری كند.
در این مدل، گردشگر دیگر فقط مصرف‌كننده چای نیست؛ او بخشی از داستان تولید چای را تجربه كرده است.
گردشگری چای می‌تواند برای زنجیره تولید، یك درآمد مكمل ایجاد كند. چایكار دیگر فقط فروشنده برگ سبز نخواهد بود؛ بلكه می‌تواند میزبان گردشگر، فروشنده محصول، راوی فرهنگ منطقه و یكی از بازیگران اقتصاد گردشگری باشد.
این تغییر نیز اهمیت زیادی دارد. زیرا وقتی باغ چای فقط یك زمین كشاورزی نباشد و به بخشی از یك مقصد گردشگری تبدیل شود، حفظ آن علاوه بر ضرورت اقتصادی و كشاورزی، به حفظ یك چشم‌انداز طبیعی، فرهنگی و گردشگری نیز تبدیل خواهد شد.
از سوی دیگر، فروش مستقیم محصول، تجربه چشیدن چای و معرفی داستان تولید می‌تواند فاصله میان تولیدكننده و مصرف‌كننده را كاهش دهد و ارزش بیشتری در همان منطقه ایجاد كند.

* حلقه گمشده؛ روایت
اما هیچ مقصد گردشگری بدون روایت ساخته نمی‌شود. ممكن است باغ وجود داشته باشد، كارخانه فعال باشد و موزه نیز آماده بازدید باشد؛ اما اگر كسی داستان این مسیر را برای مخاطب تعریف نكند، بسیاری از این ظرفیت‌ها همچنان ناشناخته باقی می‌مانند.
اینجاست كه رسانه وارد می‌شود.
رسانه ملی می‌تواند پیش از آنكه گردشگر وارد لاهیجان شود، سفر او را آغاز كند؛ سفری از یك برگ چای از خاك تا فنجان.
می‌توان مجموعه رسانه‌ای با عنوان «سفر یك برگ چای» طراحی كرد؛ مجموعه‌ای كه در هر قسمت یك مرحله از زندگی چای را روایت كند:
«باغ، چایكار، كارخانه، پژوهش، فرهنگ و فنجان.»
در اینجا رسانه فقط اطلاع‌رسان نیست؛ موتور معرفی مقصد گردشگری است.
پیشنهاد این گزارش، طراحی یك مسیر مشخص و قابل شناسایی با عنوان «مسیر گردشگری چای ایران» است؛ مسیری كه با همكاری سازمان چای، میراث فرهنگی، رسانه ملی، شهرداری، مراكز علمی و پژوهشی، كارخانه‌ها، چایكاران و بخش خصوصی شكل بگیرد.
این مسیر می‌تواند یك نقشه و سامانه دیجیتال داشته باشد تا گردشگر بتواند باغ‌های قابل بازدید، كارخانه‌ها، موزه، مراكز علمی، فروشگاه‌های مستقیم و تجربه‌های محلی را پیدا كند.
حتی می‌توان برای گردشگران «پاسپورت چای ایران» طراحی كرد؛ مسافری كه در هر ایستگاه حاضر می‌شود، یك مهر یا نشان دریافت كند و در پایان مسیر، علاوه بر دریافت یك بسته چای ایرانی، گواهی «سفر چای ایران» دریافت كند.
در چنین مدلی، هر بخش از زنجیره تولید به یك ایستگاه تجربه تبدیل می‌شود و گردشگر، مسیر چای را نه فقط در قالب اطلاعات، بلكه در قالب دیدن، شنیدن، چشیدن و لمس كردن تجربه می‌كند.

* چای ایرانی؛ فراتر از افزایش تولید
چای ایرانی برای ماندگاری فقط به افزایش تولید نیاز ندارد؛ به ارزش افزوده، روایت و تجربه نیز نیازمند است.
ایران باغ، چایكار، كارخانه، تاریخ و دانش چای دارد؛ آنچه كمتر به شكل منسجم كنار هم قرار گرفته، تبدیل این ظرفیت‌ها به یك محصول گردشگری است.
شاید زمان آن رسیده باشد كه وقتی از لاهیجان و چای ایران سخن می‌گوییم، تنها از یك محصول یا یك شهر حرف نزنیم؛ از یك مسیر سفر حرف بزنیم. مسیری كه از باغ آغاز شود، از دست‌های چایكار عبور كند، به تجربه كارخانه و دانش پژوهش برسد و در نهایت به فنجان چای ختم شود.
چای را نباید فقط نوشید؛ باید داستانش را دید، شنید، لمس كرد و تجربه كرد.
شاید آینده چای ایران از همین‌جا آغاز شود؛ از باغ تا فنجان؛ وقتی چای، خودش مقصد سفر می‌شود.
صنعت چای ایران با وجود برخورداری از تاریخ، دانش، نیروی انسانی و ظرفیت‌های تولیدی، هنوز نتوانسته است ارزش افزوده گردشگری خود را به شكل منسجم فعال كند.
این گزارش پیشنهاد می‌كند با طراحی «مسیر گردشگری چای ایران» و استفاده از ظرفیت رسانه‌ها، علی‌الخصوص رسانه ملی و شبكه‌های تلویزیونی و رادیویی برای روایت این مسیر، زنجیره تولید چای به یك تجربه گردشگری تبدیل شود. این اقدام می‌تواند درآمدی مكمل برای چایكاران ایجاد كند، به حفظ باغ‌ها و مشاغل محلی كمك كند و هویت فرهنگی چای ایران را به مخاطبان داخلی و خارجی معرفی كند.

دسترسی سریع